وقتی...

وقتی گریه کردیم گفتند بچه ای

وقتی خندیدیم گفتند دیوونه ای

وقتی جدی بودیم گفتند مغروری

وقتی شوخی کردیم گفتن سنگین باش

وقتی سنگین بودیم گفتن افسرده ای

وقتی حرف زدیم گفتند پرحرفی

وقتی ساکت شدیم گفتند عاشقی

حالا که عاشقیم میگن اشتباهه وگناهه

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٦ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ] [ ساناز ]

نی نی

از یه نی نی میپرسن،

عشق یعنی چی؟

میگه:یعنی بزالی اونم از پفکت بخوله...

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٧ ] [ ٧:٥٩ ‎ب.ظ ] [ ساناز ]

دلتنگی...

گاه انقدر دلتنگش میشوم

که حاضرم ببینمش حتی با دیگری!!!

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٢ ] [ ٥:٥٢ ‎ب.ظ ] [ ساناز ]

فاصله...

میدونی خدا چرا بین انگشتات فاصله گذاشته؟؟؟

تا اون فاصله رو با انگشتای دست کسی که دوستش داری

پر کنی!!!!

[ ۱۳٩۱/۱٠/٥ ] [ ٤:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ساناز ]

پیری یک شبه

دوست دارم یک شبه هفتاد سال پیر شوم

در کنار خیابانی به ایستم و تو

مرا بی انکه بشناسی از ازدحام تلخ خیابان

عبور دهی......

هفتاد سال پیر شدن یک شبه به حسه گرمیه دستان تو

هنگامی که مرا عبور میدهی

بی انکه مرا بشناسی می ارزد.......

[ ۱۳٩۱/۱٠/٤ ] [ ۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ ساناز ]