مهربانی تا کی؟؟

بگذار سخت باشم و سرد!!!!!

باران که بارید...چتر بگیرم و چکمه!!!!

خورشید که تابید...پنجره ببندمو تاریک!!!!

اشک که امد...دستمالی بردارم و خشک!!!!!

او که رفت........

نیشخندی بزنم

و سوت...

 

 

[ ۱۳٩٢/٦/٢۸ ] [ ٤:۱۱ ‎ب.ظ ] [ ساناز ]

باید یکبار به ....

باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد.


آنقدر که اشک ها خشک شوند،


باید این تن اندوهگین را چلاند وبعد دفتر زندگی را ورق زد.


به چیز دیگری فکر کرد.


باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد...

 

 


(آنا گاوالدا)

[ ۱۳٩٢/٦/۱٤ ] [ ٩:۳٦ ‎ب.ظ ] [ ساناز ]