هرگزحسرتی درهیچ کجای دنیااین چنین یکجا جمع نمیشود:اودوسم

ندارد.

لبخندلبخندلبخندلبخندلبخند

انتهای دریارابرکه هانمیفهمندپس ببخش اگرگاهی گم میکنم نشانی ات

 را.

قلبقلبقلبقلبقلب

ارزش بودنت راهمیشه ازاندیشه ی یک لحظه نبودنت میتوان فهمید...

 

چشمکچشمکچشمکچشمکچشمک

توهمه ی دنیای منی اماافسوس که دیگربه دنیا اعتمادی نیست!!!

 

خنثیخنثیخنثیخنثیخنثی

جقدردلتنگ حضورت هستم کاش تصویرت نفس میکشید......!!!

 

زبانزبانزبانزبانزبان

این روزهاکمتراشک میریزم...دارم آدم میشوم یاسنگ...نمیدانم...!

 

بغلبغلبغلبغلبغل

[ ۱۳٩٢/۳/۱٩ ] [ ۳:۱۱ ‎ب.ظ ] [ ساناز ]