پیری یک شبه

دوست دارم یک شبه هفتاد سال پیر شوم

در کنار خیابانی به ایستم و تو

مرا بی انکه بشناسی از ازدحام تلخ خیابان

عبور دهی......

هفتاد سال پیر شدن یک شبه به حسه گرمیه دستان تو

هنگامی که مرا عبور میدهی

بی انکه مرا بشناسی می ارزد.......

/ 2 نظر / 16 بازدید
فرامرز

همیشه که باشی خسته میشوند،مردمانی که اگر نباشی میگویند: بی معرفتی

سمیرا

خدایا …! گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد ، نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ، و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم ، تا کم کم چشـــــــــم هایم با ابـرهای بارانیت همراهی می کنند و قلبـــم سبک می شود آنــوقــت تو می آیی و تــــــمـــــــــام فضای دلـم را پر می کنی و مـــــن دیـــــــگــــر آرام می شــــــوم و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای دربیـاورد ! چون تو را در قلبــــــــــــــم دارم …